انتشارات چشمه گلستان

مقاله: از مِلک فیزیکی تا مِلک دیجیتال: ضرورت شناسایی و ثبت رسمی دارایی‌های دیجیتال و حقوق مالی ناشی از آن‌ها با کارکرد شبه‌غیرمنقول در پرتو قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول

From Physical Property to Digital Property: The Necessity of Recognizing and Officially Registering Digital Assets and the Economic Rights Arising from Them with Quasi‑Immovable Functions in Light of the Law on Mandatory Official Registration of Immovable Property Transactions

نویسندگان : حسن‌دولت‌آبادی (امیررها) – علی‌عبّاسی‌زرّین‌قبائی

چکیده:

با گسترش اقتصاد دیجیتال، بخش مهمی از دارایی، اعتبار و فعالیت اقتصادی اشخاص حقیقی و حقوقی از فضای فیزیکی به فضای مجازی منتقل شده است. امروزه وب‌سایت‌ها، دامنه‌های اینترنتی، حساب‌های تجاری شبکه‌های اجتماعی، فروشگاه‌های آنلاین، اپلیکیشن‌ها، پایگاه‌های داده مشتریان و زیرساخت‌های نرم‌افزاری، در بسیاری از موارد نقش محل کسب، مرکز اعتبار اقتصادی، موضوع قرارداد و حتی بخشی از هویت شخصی و تجاری افراد را ایفا می‌کنند. این دارایی‌ها علاوه بر ارزش فنی، منشأ شکل‌گیری مجموعه‌ای از حقوق مالی و اقتصادی در فضای مجازی هستند که می‌توان از آن‌ها با عنوان «حقوق دیجیتال» یاد کرد. با این حال، نظام حقوقی موجود همچنان فاقد سازوکار جامع، رسمی و قابل استناد برای ثبت مالکیت، انتقال، وثیقه‌گذاری، توقیف، ارث و حل اختلاف درباره بسیاری از این دارایی‌ها و حقوق ناشی از آن‌هاست. پرسش اصلی مقاله آن است که آیا می‌توان با الهام از فلسفه قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، ضرورت ایجاد نظام ثبت رسمی برای دارایی‌های دیجیتال و حقوق اقتصادی ناشی از آن‌ها را توجیه کرد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه مفاهیم حقوق اموال، حقوق دیجیتال، ثبت رسمی، مالکیت سایبری و آسیب‌شناسی دعاوی ناشی از دارایی‌های مجازی است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که برخی دارایی‌های دیجیتال و حقوق مالی مرتبط با آن‌ها، اگرچه در معنای سنتی مال غیرمنقول محسوب نمی‌شوند، اما به دلیل ثبات عملکردی، ارزش اقتصادی، نقش هویتی، قابلیت نقل‌وانتقال و ظرفیت ایجاد تعارضات حقوقی، واجد کارکرد شبه‌غیرمنقول هستند. ازاین‌رو، ایجاد «سامانه ملی ثبت دارایی‌ها و حقوق دیجیتال» می‌تواند به کاهش کلاهبرداری اینترنتی، شفاف‌سازی مالکیت، پیشگیری از معاملات معارض، حمایت از سرمایه‌گذاری و توسعه امنیت حقوقی در اقتصاد دیجیتال کمک کند.

کلیدواژه‌ها:

ملک دیجیتال، دارایی دیجیتال، حقوق دیجیتال، ثبت رسمی، اموال غیرمنقول، مالکیت سایبری، امنیت معاملات، قانون الزام.

Abstract

With the expansion of the digital economy, a significant portion of the assets, reputation, and economic activities of individuals and legal entities has shifted from physical environments to virtual spaces. Today, websites, internet domains, commercial social media accounts, online stores, applications, customer databases, and software infrastructures often function as business premises, centers of economic reputation, subjects of contractual relations, and even components of individuals’ personal and commercial identity. Beyond their technical value, these digital assets also give rise to a set of financial and economic entitlements in cyberspace, which may be described as “digital rights.” However, the current legal system still lacks a comprehensive, official, and reliable mechanism for the registration of ownership, transfer, pledging, seizure, inheritance, and dispute resolution regarding many of these assets and the rights arising from them. The main question of this article is whether the rationale underlying the Law on Mandatory Official Registration of Immovable Property Transactions can justify the establishment of an official registration system for digital assets and the economic rights derived from them. The research adopts a descriptive–analytical method and is based on the examination of the concepts of property law, digital rights, official registration, cyber ownership, and the pathology of disputes arising from virtual assets. The findings indicate that although certain digital assets and the financial rights associated with them do not fall within the traditional definition of immovable property, they nevertheless possess quasi‑immovable characteristics due to their operational stability, economic value, identity-related role, transferability, and potential to generate legal disputes. Therefore, establishing a “National Digital Assets and Rights Registration System” could contribute to reducing cyber fraud, clarifying ownership, preventing conflicting transactions, protecting investment, and enhancing legal security in the digital economy.

Keywords

Digital Property; Digital Asset; Digital Rights; Official Registration; Immovable Property; Cyber Ownership; Transactional Security; Mandatory Registration Law

مقدمه

تحولات فناورانه دهه‌های اخیر، مفهوم مال، مالکیت، محل کسب و حتی حریم شخصی را با چالش‌های بنیادین مواجه ساخته است. در نظام‌های حقوقی کلاسیک، مال غالباً با اوصاف مادی، قابلیت تسلط فیزیکی و امکان انتساب مستقیم به شخص شناخته می‌شد. زمین، خانه، مغازه، کارخانه و سایر اموال غیرمنقول، به دلیل ارزش اقتصادی، ثبات مکانی و اهمیت اجتماعی، همواره در کانون توجه نظام ثبت رسمی قرار داشته‌اند. فلسفه اصلی ثبت رسمی نیز ایجاد امنیت حقوقی، شفافیت مالکیت، پیشگیری از تعارضات، کاهش دعاوی، حمایت از اشخاص ثالث و تثبیت نظم معاملاتی بوده است.

در حقوق ایران، تصویب و اجرای قانون «الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول» را می‌توان گامی مهم در راستای تقویت نظم ثبتی، کاهش اعتبار معاملات غیررسمی، مقابله با معاملات معارض و صیانت از حقوق مالکیت دانست. این قانون با تأکید بر ضرورت ثبت رسمی معاملات مربوط به اموال غیرمنقول، در پی آن است که مالکیت و نقل‌وانتقال اموال مهم اقتصادی از وضعیت پنهان، غیررسمی و منازعه‌پذیر خارج شده و در چارچوب نظامی شفاف، قابل استناد و حاکمیتی سامان یابد.

با این حال، پرسش مهم آن است که آیا فلسفه این قانون صرفاً به زمین و بنا محدود می‌شود یا می‌توان از منطق آن برای سامان‌دهی سایر دارایی‌های مهم، پایدار و منازعه‌آفرین نیز بهره گرفت؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که در اقتصاد دیجیتال، بسیاری از اشخاص و کسب‌وکارها دیگر صرفاً در مغازه، دفتر یا کارخانه فیزیکی فعالیت نمی‌کنند؛ بلکه بخش اصلی سرمایه، اعتبار، ارتباطات، مشتریان و درآمد آنان در فضای دیجیتال شکل گرفته است.

امروزه یک وب‌سایت فروشگاهی، یک دامنه معتبر، یک صفحه تجاری در شبکه اجتماعی، یک اپلیکیشن، یک پایگاه داده مشتریان، یک سامانه نرم‌افزاری، یک حساب کاربری درآمدزا یا حتی یک زیرساخت ابری، ممکن است ارزش اقتصادی بیشتری از یک ملک فیزیکی داشته باشد. در بسیاری از موارد، این دارایی‌ها محل اصلی کسب‌وکار، محل مراجعه مشتری، بستر انعقاد قرارداد، ابزار کسب درآمد و مرکز اعتبار تجاری شخص هستند. با این وجود، مالکیت، انتقال، مشارکت، وثیقه‌گذاری، توقیف و ارث‌بری این دارایی‌ها در بسیاری از موارد فاقد ساختار ثبت رسمی روشن است.

پرسش اصلی این مقاله آن است که:

آیا دارایی‌های دیجیتال دارای ارزش اقتصادی و کارکرد محل کسب را می‌توان واجد کارکرد شبه‌غیرمنقول دانست و بر اساس فلسفه قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، ضرورت ایجاد نظام ثبت رسمی برای آن‌ها را توجیه کرد؟

فرضیه مقاله آن است که دارایی‌های دیجیتال، هرچند در تعریف سنتی مال غیرمنقول قرار نمی‌گیرند، اما به دلیل نقش اقتصادی، هویتی، معاملاتی و ثبات عملکردی، در برخی موارد واجد کارکردی مشابه اموال غیرمنقول هستند و فقدان نظام ثبت رسمی برای آن‌ها می‌تواند زمینه‌ساز اختلافات گسترده، کلاهبرداری، معاملات معارض، تضییع حقوق شرکا، اختلال در ارث، کاهش امنیت سرمایه‌گذاری و بی‌نظمی در کسب‌وکارهای آنلاین شود.

روش تحقیق در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی است. مقاله با تحلیل مفاهیم حقوق اموال، ثبت رسمی، مالکیت دیجیتال و کارکرد اجتماعی ـ اقتصادی دارایی‌های مجازی، تلاش می‌کند نظریه «ملک دیجیتال ثبت‌پذیر» یا «دارایی دیجیتال دارای کارکرد شبه‌غیرمنقول» را تبیین کند. نوآوری مقاله در آن است که با الهام از فلسفه قانون الزام، ضرورت توسعه نظام ثبت رسمی از اموال غیرمنقول فیزیکی به برخی دارایی‌های دیجیتال مهم و منازعه‌آفرین را مطرح می‌سازد.

۱. مفهوم‌شناسی مال، مالکیت و ثبت رسمی در بستر اقتصاد دیجیتال

۱-۱. مفهوم مال در حقوق سنتی و چالش دارایی‌های ناملموس

در حقوق کلاسیک، مال معمولاً چیزی است که دارای ارزش اقتصادی بوده و قابلیت اختصاص به شخص را داشته باشد. بر این اساس، مال ممکن است مادی یا غیرمادی، منقول یا غیرمنقول، عینی یا دینی باشد. تقسیم‌بندی مال به منقول و غیرمنقول، یکی از بنیادی‌ترین تقسیمات حقوق اموال است و آثار مهمی در صلاحیت محاکم، نحوه نقل‌وانتقال، توقیف، ارث، ثبت و قابلیت استناد دارد.

اموال غیرمنقول در معنای سنتی، عمدتاً شامل زمین، بنا و اموالی است که انتقال آن‌ها بدون خرابی یا تغییر ماهیت ممکن نیست. علت اهمیت ویژه این دسته از اموال، ثبات مکانی، ارزش اقتصادی بالا، نقش اجتماعی و ارتباط مستقیم آن‌ها با نظم عمومی و حقوق اشخاص ثالث است.

با ظهور فناوری‌های دیجیتال، نوعی از دارایی‌ها پدید آمده‌اند که فاقد جسم فیزیکی هستند، اما دارای ارزش اقتصادی مستقل‌اند. دامنه اینترنتی، نرم‌افزار، پایگاه داده، حساب تجاری، وب‌سایت، اپلیکیشن و دارایی‌های مبتنی بر داده، نمونه‌هایی از اموال ناملموس هستند که در مناسبات اقتصادی جدید نقش پررنگی یافته‌اند. این اموال نه به‌طور کامل در قالب منقول سنتی می‌گنجند و نه می‌توان آن‌ها را غیرمنقول فیزیکی دانست؛ اما انکار مالیت آن‌ها نیز با واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی سازگار نیست.

۱-۲. دارایی دیجیتال و مؤلفه‌های آن

دارایی دیجیتال را می‌توان هر داده، شناسه، حق، فضا، سامانه یا زیرساخت الکترونیکی دانست که دارای ارزش اقتصادی، قابلیت انتساب به شخص و امکان بهره‌برداری مستقل باشد. این دارایی‌ها ممکن است به‌صورت مستقیم موضوع معامله قرار گیرند یا به‌عنوان بخش اصلی یک کسب‌وکار دیجیتال ارزش‌آفرینی کنند.

نمونه‌های مهم دارایی دیجیتال عبارت‌اند از:

۱. دامنه اینترنتی؛

۲. وب‌سایت و فروشگاه آنلاین؛

۳. اپلیکیشن و نرم‌افزار اختصاصی؛

۴. حساب‌های تجاری در شبکه‌های اجتماعی؛

۵. پایگاه داده مشتریان؛

۶. کد منبع نرم‌افزار؛

۷. حساب‌های تبلیغاتی و درآمدزا؛

۸. زیرساخت ابری و سرور؛

۹. کیف پول‌های دیجیتال؛

۱۰. هویت دیجیتال اشخاص و کسب‌وکارها.

این دارایی‌ها گاه صرفاً ابزار ارتباطی نیستند، بلکه محل فعالیت اقتصادی و تجاری شخص محسوب می‌شوند. برای نمونه، صفحه تجاری یک فروشنده در شبکه اجتماعی ممکن است همان کارکردی را داشته باشد که مغازه فیزیکی برای یک تاجر سنتی دارد. وب‌سایت یک شرکت نیز ممکن است محل ارائه خدمات، انعقاد قرارداد، دریافت وجه، ذخیره اطلاعات مشتریان و تولید اعتبار تجاری باشد.

۱-۳. ثبت رسمی و کارکردهای آن

ثبت رسمی، سازوکاری حاکمیتی برای شناسایی، تثبیت و اعلام وضعیت حقوقی اموال، اشخاص، معاملات و حقوق است. کارکردهای اصلی ثبت رسمی عبارت‌اند از:

۱. تثبیت مالکیت؛

۲. ایجاد قابلیت استناد در برابر اشخاص ثالث؛

۳. پیشگیری از معاملات معارض؛

۴. کاهش دعاوی و اختلافات؛

۵. حمایت از سرمایه‌گذاری؛

۶. شفاف‌سازی نقل‌وانتقال؛

۷. امکان توقیف، وثیقه‌گذاری و ارث‌بری منظم؛

۸. کاهش زمینه‌های کلاهبرداری و سوءاستفاده.

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول بر همین فلسفه استوار است. هدف بنیادین این قانون آن است که معاملات مهم، پایدار و اثرگذار بر نظم اقتصادی و اجتماعی، از وضعیت غیررسمی و منازعه‌پذیر خارج شوند و در قالب سند رسمی یا سامانه‌های معتبر و قابل استناد ثبت گردند.

۱-۴. مفهوم حقوق دیجیتال و نسبت آن با دارایی دیجیتال

در ادبیات نوین حقوقی، با گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و شکل‌گیری اقتصاد داده‌محور، مفهوم «حقوق دیجیتال» به‌تدریج جایگاه مهمی در مطالعات حقوقی یافته است. حقوق دیجیتال به مجموعه حقوق، اختیارات و منافع قانونی گفته می‌شود که در نتیجه مالکیت، بهره‌برداری، مدیریت یا استفاده از دارایی‌ها و زیرساخت‌های دیجیتال برای اشخاص حقیقی یا حقوقی ایجاد می‌شود.

در این چارچوب، میان «دارایی دیجیتال» و «حقوق دیجیتال» باید تمایز مفهومی قائل شد. دارایی دیجیتال به بستر فنی، داده، سامانه یا شناسه الکترونیکی مانند دامنه اینترنتی، وب‌سایت، نرم‌افزار، پایگاه داده یا حساب کاربری اشاره دارد. در مقابل، حقوق دیجیتال بیانگر حقوق مالی و اقتصادی ناشی از این دارایی‌هاست؛ حقوقی مانند حق بهره‌برداری اقتصادی، حق انتقال، حق واگذاری مدیریت، حق مشارکت در درآمد، حق استفاده انحصاری یا حق کنترل دسترسی.

به بیان دیگر، آنچه در بسیاری از موارد موضوع معامله، قرارداد یا اختلاف قرار می‌گیرد، نه صرفاً خود بستر فنی، بلکه حقوق مالی و اقتصادی ناشی از آن است. برای مثال، در فروش یک وب‌سایت تجاری، آنچه عملاً منتقل می‌شود مجموعه‌ای از حقوق است؛ از جمله حق بهره‌برداری از دامنه، حق استفاده از پایگاه داده مشتریان، حق مدیریت حساب‌های مرتبط و حق بهره‌برداری از اعتبار تجاری ایجادشده در فضای دیجیتال.

در نتیجه، حمایت حقوقی از دارایی‌های دیجیتال بدون توجه به حقوق مالی ناشی از آن‌ها کامل نخواهد بود. از این منظر، نظام ثبت پیشنهادی در این مقاله صرفاً ناظر به شناسایی یک بستر فنی نیست، بلکه می‌تواند به ثبت و تثبیت حقوق دیجیتال مرتبط با آن دارایی نیز کمک کند.

به عبارت دیگر، ثبت دارایی دیجیتال در عمل به معنای ثبت مجموعه‌ای از حقوق اقتصادی و مدیریتی است که نسبت به آن دارایی وجود دارد. همین حقوق هستند که می‌توانند موضوع نقل‌وانتقال، وثیقه‌گذاری، توقیف، مشارکت یا ارث قرار گیرند.

از این رو، مفهوم «ملک دیجیتال» در این مقاله ناظر به دارایی‌هایی است که علاوه بر ماهیت فنی، دارای مجموعه‌ای از حقوق اقتصادی پایدار هستند و در روابط اقتصادی نقش مشابه املاک فیزیکی ایفا می‌کنند. این پیوند میان دارایی دیجیتال و حقوق دیجیتال، مبنای نظری مهمی برای توجیه ضرورت ایجاد نظام ثبت رسمی در این حوزه فراهم می‌سازد.

۲. از ملک فیزیکی تا ملک دیجیتال؛ تبیین نظریه کارکرد شبه‌غیرمنقول

۲-۱. ملک دیجیتال؛ مفهوم پیشنهادی

اصطلاح «ملک دیجیتال» در این مقاله به معنای فنی و کلاسیک مال غیرمنقول به کار نمی‌رود، بلکه مفهومی تحلیلی برای توصیف دارایی‌هایی است که در فضای مجازی همان کارکردهایی را ایفا می‌کنند که ملک فیزیکی در فضای مادی ایفا می‌کند.

بر این اساس، ملک دیجیتال را می‌توان چنین تعریف کرد:

مِلک دیجیتال عبارت است از هر دارایی، فضا، شناسه یا زیرساخت دیجیتالی که دارای ارزش اقتصادی مستقل، قابلیت انتساب به شخص، امکان بهره‌برداری مستمر، نقش هویتی یا تجاری و قابلیت ایجاد تعارضات حقوقی باشد و عدم ثبت آن بتواند موجب تضییع حقوق، کلاهبرداری، معاملات معارض یا اختلال در امنیت اقتصادی شود.

در این تعریف، تأکید بر «کارکرد» است، نه بر ماهیت فیزیکی. به بیان دیگر، یک وب‌سایت یا دامنه، زمین یا ساختمان نیست، اما می‌تواند محل کسب، محل مراجعه مشتریان، موضوع سرمایه‌گذاری، ابزار درآمدزایی و مرکز اعتبار تجاری باشد.

۲-۲. تفاوت مال غیرمنقول سنتی و دارایی دیجیتال

مال غیرمنقول سنتی دارای ویژگی‌هایی مانند اتصال به زمین، ثبات مکانی، قابلیت ثبت رسمی و اهمیت اجتماعی است. دارایی دیجیتال فاقد اتصال فیزیکی به زمین است، اما در بسیاری از موارد دارای ثبات عملکردی و ثبات هویتی است. برای مثال، یک دامنه اینترنتی مشخص ممکن است سال‌ها محل اصلی فعالیت یک شرکت باشد و مشتریان، قراردادها، برند و اعتبار اقتصادی شرکت به آن وابسته شود.

بنابراین، نمی‌توان دارایی دیجیتال را به‌سادگی غیرمنقول دانست؛ اما می‌توان گفت برخی دارایی‌های دیجیتال، از حیث آثار اجتماعی و اقتصادی، دارای «کارکرد شبه‌غیرمنقول» هستند. این تعبیر از نظر حقوقی دقیق‌تر و قابل دفاع‌تر است؛ زیرا از یک‌سو با تعریف سنتی اموال غیرمنقول تعارض مستقیم ندارد و از سوی دیگر، نیاز به حمایت ثبتی و رسمی را توجیه می‌کند.

۲-۳. عناصر کارکرد شبه‌غیرمنقول در دارایی‌های دیجیتال

برای آنکه یک دارایی دیجیتال را دارای کارکرد شبه‌غیرمنقول بدانیم، می‌توان معیارهای زیر را پیشنهاد کرد:

۲-۳-۱. ثبات عملکردی

دارایی دیجیتال باید دارای استمرار و ثبات در نقش اقتصادی یا شخصی خود باشد. برای نمونه، سایتی که سال‌ها محل فروش کالا یا ارائه خدمات است، از نظر کارکردی دارای نوعی ثبات مشابه محل کسب است.

۲-۳-۲. ارزش اقتصادی مستقل

دارایی باید دارای ارزش مالی قابل تشخیص باشد. دامنه‌های معتبر، فروشگاه‌های آنلاین، حساب‌های دارای مخاطب انبوه و پایگاه‌های داده مشتریان، می‌توانند ارزش اقتصادی مستقل داشته باشند.

۲-۳-۳. قابلیت انتساب به شخص

باید بتوان دارایی را به شخص حقیقی یا حقوقی معین منتسب کرد. نبود سازوکار انتساب روشن، یکی از عوامل اصلی بروز اختلافات در دارایی‌های دیجیتال است.

۲-۳-۴. قابلیت نقل‌وانتقال

اگر دارایی دیجیتال قابلیت فروش، واگذاری، اجاره، مشارکت یا بهره‌برداری قراردادی داشته باشد، نیاز به نظام ثبت و انتقال رسمی درباره آن افزایش می‌یابد.

۲-۳-۵. نقش هویتی و تجاری

برخی دارایی‌های دیجیتال بخشی از هویت حرفه‌ای و تجاری شخص هستند. حساب رسمی یک پزشک، هنرمند، شرکت یا فروشگاه آنلاین ممکن است مرکز اعتبار اجتماعی و اقتصادی او باشد.

۲-۳-۶. قابلیت ایجاد تعارض و دعوا

هرچه احتمال اختلاف درباره مالکیت، انتقال، دسترسی، مدیریت یا درآمد دارایی دیجیتال بیشتر باشد، ضرورت ثبت رسمی آن نیز تقویت می‌شود.

۳. آسیب‌شناسی فقدان نظام ثبت رسمی دارایی‌های دیجیتال

۳-۱. ابهام در مالکیت

یکی از مهم‌ترین آسیب‌های موجود، ابهام در مالکیت دارایی‌های دیجیتال است. در بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین، دامنه به نام یک شخص، هاست به نام شخص دیگر، درگاه پرداخت به نام شخص سوم، برند متعلق به شرکت و حساب شبکه اجتماعی در اختیار ادمین است. در چنین وضعیتی، هنگام بروز اختلاف، تشخیص مالک واقعی دشوار می‌شود.

برای نمونه، ممکن است سرمایه‌گذار هزینه راه‌اندازی سایت را پرداخت کرده باشد، برنامه‌نویس کد منبع را نوشته باشد، مدیر اجرایی حساب‌های کاربری را مدیریت کرده باشد و دامنه به نام یکی از شرکا ثبت شده باشد. در صورت نبود قرارداد رسمی و ثبت مالکیت، هر یک از افراد می‌تواند ادعایی نسبت به کل یا بخشی از دارایی دیجیتال مطرح کند.

۳-۲. معاملات معارض و انتقالات غیرشفاف

در نبود نظام ثبت رسمی، امکان فروش یا واگذاری یک دارایی دیجیتال به چند شخص وجود دارد. یک دامنه، وب‌سایت یا حساب کاربری ممکن است به‌صورت قراردادی به شخصی فروخته شود، اما اطلاعات بازیابی، ایمیل اصلی یا کنترل فنی همچنان در اختیار فروشنده باقی بماند. در نتیجه، انتقال حقوقی و انتقال فنی از یکدیگر جدا می‌شوند و زمینه اختلاف فراهم می‌شود.

این وضعیت مشابه مشکل معاملات غیررسمی اموال غیرمنقول است؛ جایی که یک ملک ممکن است با اسناد عادی متعدد به اشخاص مختلف واگذار شود. همان‌گونه که قانون الزام در پی مقابله با این وضعیت در حوزه املاک فیزیکی است، اقتصاد دیجیتال نیز نیازمند سازوکاری برای پیشگیری از انتقالات معارض دارایی‌های دیجیتال است.

۳-۳. کلاهبرداری اینترنتی و فروش صوری دارایی دیجیتال

یکی از مصادیق رایج سوءاستفاده، فروش صوری سایت، دامنه یا حساب تجاری است. فروشنده ممکن است ظاهراً دسترسی را به خریدار منتقل کند، اما از طریق ایمیل بازیابی، شماره تلفن پشتیبان، اطلاعات ثبت اولیه یا ارتباط با سرویس‌دهنده، مجدداً کنترل دارایی را بازپس گیرد.

در صورت وجود سامانه ثبت رسمی، انتقال مالکیت دیجیتال می‌تواند همراه با ثبت هویت طرفین، زمان انتقال، حدود حقوق منتقل‌شده، تعهدات فنی، وضعیت بدهی‌ها، حقوق اشخاص ثالث و آثار حقوقی معامله انجام شود. چنین سازوکاری احتمال کلاهبرداری را کاهش می‌دهد.

۳-۴. گروکشی دیجیتال توسط ادمین، طراح سایت یا توسعه‌دهنده

در بسیاری از اختلافات کسب‌وکارهای آنلاین، شخصی که دسترسی فنی به سایت، پنل، سرور یا حساب شبکه اجتماعی دارد، از تحویل آن خودداری می‌کند. این وضعیت را می‌توان نوعی «گروکشی دیجیتال» دانست. علت اصلی چنین اختلافاتی، تفکیک‌نشدن میان مالکیت، مدیریت، دسترسی فنی و حق بهره‌برداری است.

ثبت رسمی دارایی دیجیتال می‌تواند این مرزبندی را روشن سازد. برای مثال، سامانه ثبت باید مشخص کند مالک دارایی کیست، مدیر فنی چه اختیاراتی دارد، ادمین چه سطحی از دسترسی دارد و انتقال یا حذف دسترسی‌ها چگونه باید انجام شود.

۳-۵. اختلاف میان شرکا و سرمایه‌گذاران

کسب‌وکارهای دیجیتال معمولاً با مشارکت چند شخص شکل می‌گیرند: سرمایه‌گذار، برنامه‌نویس، تولیدکننده محتوا، مدیر فروش، صاحب برند و مدیر شبکه اجتماعی. اگر در آغاز فعالیت، وضعیت مالکیت دارایی‌های دیجیتال ثبت و تفکیک نشود، در زمان رشد کسب‌وکار یا بروز اختلاف، هر یک از شرکا ممکن است نسبت به بخشی از دارایی ادعا کند.

ثبت رسمی می‌تواند در این زمینه نقش پیشگیرانه داشته باشد؛ زیرا مالکیت و سهم هر شخص در دامنه، سایت، کد منبع، داده‌ها، حساب‌ها و برند دیجیتال از ابتدا مشخص می‌شود.

۳-۶. مشکلات ارث، فوت و حجر مالک دارایی دیجیتال

دارایی‌های دیجیتال در زمان فوت مالک نیز مسئله‌ساز می‌شوند. ممکن است متوفی دارای سایت‌های درآمدزا، کیف پول دیجیتال، دامنه‌های ارزشمند، حساب‌های تبلیغاتی، فروشگاه آنلاین یا پایگاه داده مشتریان باشد، اما وراث از وجود آن‌ها بی‌اطلاع باشند یا نتوانند مالکیت خود را اثبات کنند.

در نظام سنتی، املاک ثبت‌شده از طریق سوابق رسمی قابل شناسایی و انتقال به وراث هستند. اما در حوزه دارایی‌های دیجیتال، نبود ثبت رسمی موجب می‌شود بخشی از دارایی‌های شخص از دسترس وراث خارج شود یا توسط اشخاص ثالث تصرف گردد.

۳-۷. ضعف در وثیقه‌گذاری و تأمین مالی

دارایی‌های دیجیتال ارزشمند می‌توانند پشتوانه سرمایه‌گذاری و تأمین مالی باشند. با این حال، نبود نظام ثبت مالکیت و ارزیابی رسمی، مانع از آن می‌شود که این دارایی‌ها به‌سادگی موضوع وثیقه، رهن یا تضمین قراردادی قرار گیرند. اگر نظام ثبت دارایی‌های دیجیتال ایجاد شود، بانک‌ها، سرمایه‌گذاران و نهادهای مالی می‌توانند با اطمینان بیشتری این دارایی‌ها را در تحلیل اعتباری لحاظ کنند.

۴. نسبت قانون الزام با نظریه ثبت رسمی دارایی‌های دیجیتال

۴-۱. فلسفه قانون الزام؛ از شکل‌گرایی تا امنیت حقوقی

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، تنها یک قانون شکلی درباره نحوه تنظیم سند نیست، بلکه دارای فلسفه‌ای عمیق در حوزه نظم عمومی، امنیت مالکیت و شفافیت اقتصادی است. این قانون می‌کوشد معاملات پنهان و غیررسمی را کاهش دهد و از طریق الزام به ثبت، امکان استناد، رهگیری و نظارت بر معاملات را فراهم سازد.

فلسفه اصلی این قانون را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

۱. پیشگیری از اختلافات مالکیتی؛

۲. کاهش دعاوی ناشی از اسناد عادی؛

۳. جلوگیری از فروش مال واحد به اشخاص متعدد؛

۴. حمایت از اشخاص ثالث با حسن نیت؛

۵. ارتقای اعتبار اسناد رسمی؛

۶. افزایش امنیت سرمایه‌گذاری؛

۷. تقویت نظم عمومی اقتصادی.

همین منطق در حوزه دارایی‌های دیجیتال نیز قابل طرح است. اگر دارایی دیجیتال دارای ارزش اقتصادی بالا و قابلیت ایجاد تعارض باشد، نبود ثبت رسمی درباره آن همان آسیب‌هایی را ایجاد می‌کند که در معاملات غیررسمی املاک مشاهده می‌شود.

۴-۲. توسعه فلسفه ثبت از املاک فیزیکی به دارایی‌های دیجیتال

مقصود از توسعه فلسفه ثبت، توسعه مستقیم دامنه قانون الزام به همه دارایی‌های دیجیتال نیست؛ زیرا چنین امری نیازمند قانون‌گذاری مستقل و دقیق است. بلکه مقصود آن است که قانون الزام می‌تواند الگویی نظری و سیاست‌گذارانه برای سامان‌دهی دارایی‌های دیجیتال باشد.

به بیان دیگر، اگر قانون‌گذار در حوزه اموال غیرمنقول به این نتیجه رسیده است که ارزش بالا، اهمیت اجتماعی، قابلیت تعارض و نقش اقتصادی ملک، ثبت رسمی را ضروری می‌کند، همین معیارها می‌تواند درباره دارایی‌های دیجیتال مهم نیز مورد استفاده قرار گیرد.

۴-۳. دارایی دیجیتال به‌عنوان محل کسب

یکی از مهم‌ترین دلایل نیاز به ثبت رسمی دارایی‌های دیجیتال، نقش آن‌ها به‌عنوان محل کسب است. در اقتصاد سنتی، مغازه یا دفتر محل مراجعه مشتریان، انعقاد قرارداد، عرضه کالا و ایجاد اعتبار تجاری است. در اقتصاد دیجیتال، وب‌سایت، صفحه تجاری، اپلیکیشن و فروشگاه آنلاین دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کنند.

اگر یک مغازه فیزیکی بدون سند و قرارداد روشن اداره نشود، احتمال اختلاف و سوءاستفاده افزایش می‌یابد. به همین ترتیب، اگر فروشگاه آنلاین، دامنه و حساب‌های تجاری بدون ثبت مالکیت و حدود اختیار اداره شوند، امنیت حقوقی کسب‌وکار به خطر می‌افتد.

۴-۴. دارایی دیجیتال به‌عنوان حریم شخصی و خانه دیجیتال

افزون بر نقش اقتصادی، برخی دارایی‌های دیجیتال بخشی از حریم خصوصی و زیست شخصی افراد نیز هستند. گوشی هوشمند، ایمیل، فضای ابری، حساب‌های کاربری، شبکه‌های اجتماعی و سامانه‌های شخصی، محل ذخیره اطلاعات، خاطرات، ارتباطات، اسناد، تصاویر و هویت فردی اشخاص هستند. از این منظر، تعرض به فضای دیجیتال شخصی گاه می‌تواند آثاری مشابه تعرض به خانه یا محل خصوصی فرد داشته باشد.

البته نباید میان «حریم خصوصی دیجیتال» و «مال غیرمنقول» خلط مفهومی ایجاد کرد. اما می‌توان گفت که فضای دیجیتال شخصی و تجاری، به دلیل اهمیت هویتی و اقتصادی، نیازمند حمایت حقوقی و ثبتی دقیق‌تر است. در این مقاله، تمرکز اصلی بر دارایی‌های دیجیتال دارای ارزش اقتصادی و قابلیت معامله است، نه تمام داده‌ها و فضاهای خصوصی افراد.

۵. طراحی پیشنهادی سامانه ملی ثبت دارایی‌های دیجیتال

۵-۱. ضرورت ایجاد سامانه

برای تحقق امنیت حقوقی در حوزه دارایی‌های دیجیتال، ایجاد سامانه‌ای ملی، رسمی، قابل استناد و مبتنی بر احراز هویت ضروری به نظر می‌رسد. این سامانه می‌تواند تحت نظارت نهادهای ذی‌صلاح و با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، مرکز ملی فضای مجازی، سازمان فناوری اطلاعات، قوه قضاییه، پلیس فتا، سازمان امور مالیاتی و سایر دستگاه‌های مرتبط طراحی شود.

هدف این سامانه، الزام عمومی و فوری همه کاربران به ثبت تمام حساب‌های دیجیتال نیست؛ بلکه ثبت دارایی‌های دیجیتال مهم، تجاری، درآمدزا، قابل انتقال و منازعه‌آفرین است.

۵-۲. موضوعات قابل ثبت در سامانه

دارایی‌هایی که می‌توانند در سامانه ثبت شوند عبارت‌اند از:

۱. دامنه‌های اینترنتی؛

۲. وب‌سایت‌های تجاری؛

۳. فروشگاه‌های آنلاین؛

۴. اپلیکیشن‌ها؛

۵. حساب‌های تجاری شبکه‌های اجتماعی؛

۶. پایگاه‌های داده مشتریان؛

۷. کد منبع نرم‌افزارهای اختصاصی؛

۸. درگاه‌های پرداخت وابسته به کسب‌وکار؛

۹. حساب‌های تبلیغاتی درآمدزا؛

۱۰. زیرساخت‌های ابری و سرورهای تجاری؛

۱۱. کیف پول‌ها و حساب‌های دیجیتال مرتبط با کسب‌وکار؛

۱۲. قراردادهای طراحی، توسعه، مدیریت و انتقال دارایی دیجیتال.

۵-۳. اطلاعات قابل ثبت

برای هر دارایی دیجیتال، اطلاعات زیر می‌تواند ثبت شود:

۱. مشخصات مالک حقیقی یا حقوقی؛

۲. شناسه ملی یا کد ملی مالک؛

۳. نوع دارایی دیجیتال؛

۴. نشانی، شناسه یا دامنه دارایی؛

۵. تاریخ ایجاد یا تحصیل دارایی؛

۶. منشأ مالکیت؛

۷. حدود حقوق مالک؛

۸. اشخاص دارای دسترسی فنی یا مدیریتی؛

۹. قراردادهای مرتبط؛

۱۰. وضعیت انتقال، مشارکت، توقیف یا وثیقه؛

۱۱. حقوق اشخاص ثالث؛

۱۲. سوابق تغییر مالکیت؛

۱۳. امضای الکترونیکی طرفین؛

۱۴. وضعیت مجوزهای تجاری مرتبط.

۵-۴. آثار حقوقی ثبت

ثبت رسمی دارایی دیجیتال می‌تواند آثار زیر را داشته باشد:

۱. ایجاد اماره مالکیت برای شخص ثبت‌شده؛

۲. قابلیت استناد در برابر اشخاص ثالث؛

۳. امکان انتقال رسمی و قابل رهگیری؛

۴. کاهش دعاوی مالکیت؛

۵. امکان توقیف قضایی دارایی دیجیتال؛

۶. امکان وثیقه‌گذاری یا تضمین قراردادی؛

۷. شفافیت در ارث‌بری و انحصار وراثت؛

۸. تسهیل رسیدگی قضایی و کیفری؛

۹. کاهش کلاهبرداری و جعل هویت؛

۱۰. افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران و کاربران.

۵-۵. نقش دفاتر اسناد رسمی

دفاتر اسناد رسمی می‌توانند در ثبت و انتقال دارایی‌های دیجیتال نقش مهمی داشته باشند. همان‌گونه که معاملات املاک غیرمنقول از طریق سند رسمی تنظیم می‌شود، معاملات مهم دارایی‌های دیجیتال نیز می‌تواند با تنظیم سند رسمی یا گواهی ثبت الکترونیکی انجام شود.

نقش دفاتر اسناد رسمی در این حوزه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

۱. احراز هویت طرفین؛

۲. تنظیم قرارداد انتقال دارایی دیجیتال؛

۳. ثبت حدود مالکیت و تعهدات فنی؛

۴. ثبت تعهد به انتقال دسترسی‌ها؛

۵. گواهی امضای الکترونیکی؛

۶. ثبت قراردادهای مشارکت دیجیتال؛

۷. ثبت وثیقه یا تضمین نسبت به دارایی دیجیتال؛

۸. اعلام وضعیت حقوقی دارایی به سامانه مرکزی.

۵-۶. تعاملات بین‌نهادی

کارآمدی سامانه ثبت دارایی‌های دیجیتال منوط به تعامل میان نهادهای متعدد است. برای نمونه:

  • سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می‌تواند متولی ثبت حقوقی و مالکیتی باشد.
  • مرکز توسعه تجارت الکترونیکی می‌تواند اطلاعات کسب‌وکارهای اینترنتی و نماد اعتماد را پیوند دهد.
  • سازمان فناوری اطلاعات می‌تواند در احراز زیرساخت‌های فنی همکاری کند.
  • پلیس فتا می‌تواند از اطلاعات ثبت‌شده برای پیشگیری و کشف جرائم استفاده کند.
  • قوه قضاییه می‌تواند امکان توقیف و اجرای احکام نسبت به دارایی‌های دیجیتال را فراهم سازد.
  • سازمان امور مالیاتی می‌تواند در شفافیت فعالیت‌های اقتصادی آنلاین بهره‌برداری کند.

۶. چالش‌ها و ملاحظات حقوقی اجرای ثبت دارایی‌های دیجیتال

۶-۱. خطر مداخله بیش از حد در حریم خصوصی

یکی از چالش‌های مهم، مرز میان ثبت دارایی دیجیتال و نقض حریم خصوصی است. ثبت دارایی‌های دیجیتال نباید به معنای دسترسی دولت یا اشخاص ثالث به محتوای خصوصی افراد باشد. بنابراین، سامانه پیشنهادی باید صرفاً وضعیت مالکیت و حقوق قابل معامله را ثبت کند، نه محتوای خصوصی و داده‌های شخصی را.

برای مثال، ثبت مالکیت یک وب‌سایت یا حساب تجاری نباید به معنای مشاهده پیام‌ها، اطلاعات مشتریان یا محتوای محرمانه آن باشد. اصل حداقل‌گرایی داده باید در طراحی سامانه رعایت شود.

۶-۲. تفکیک دارایی شخصی از دارایی تجاری

همه حساب‌های دیجیتال نباید مشمول ثبت رسمی شوند. ثبت رسمی باید ابتدا شامل دارایی‌های دیجیتال تجاری، درآمدزا، قابل معامله یا دارای آثار اقتصادی مهم باشد. حساب شخصی افراد، مگر در موارد خاص و با رضایت یا حکم قانونی، نباید مشمول الزامات ثبتی سنگین شود.

۶-۳. تعارض با پلتفرم‌های خارجی

بسیاری از دارایی‌های دیجیتال ایرانیان در پلتفرم‌های خارجی شکل گرفته‌اند. برای نمونه، حساب‌های شبکه‌های اجتماعی ممکن است تابع مقررات شرکت‌های خارجی باشند. در این موارد، ثبت داخلی مالکیت می‌تواند دست‌کم میان اشخاص داخلی اثر حقوقی داشته باشد، هرچند اجرای فنی آن در برابر پلتفرم خارجی محدود باشد.

۶-۴. نیاز به قانون‌گذاری مستقل

اجرای کامل این نظریه نیازمند قانون‌گذاری مستقل است. قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول به‌خودی‌خود شامل دارایی‌های دیجیتال نمی‌شود. اما می‌تواند از نظر فلسفه قانون‌گذاری، الگوی مناسبی برای تدوین قانون یا آیین‌نامه ثبت دارایی‌های دیجیتال باشد.

۶-۵. ارزش‌گذاری دارایی‌های دیجیتال

یکی دیگر از چالش‌ها، نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌های دیجیتال است. ارزش یک دامنه، وب‌سایت یا حساب تجاری ممکن است بر اساس معیارهایی مانند ترافیک، درآمد، سابقه فعالیت، تعداد کاربران، رتبه جست‌وجو، برند، داده‌های مشتریان و قراردادهای وابسته تعیین شود. بنابراین، برای وثیقه‌گذاری و نقل‌وانتقال رسمی، نیاز به چارچوب کارشناسی تخصصی وجود دارد.

۷. تحلیل تطبیقی محدود و ضرورت سیاست‌گذاری ملی

۷-۱. حرکت جهانی به سوی شناسایی دارایی‌های دیجیتال

در بسیاری از نظام‌های حقوقی، گرچه هنوز اجماع کاملی درباره ماهیت حقوقی دارایی‌های دیجیتال وجود ندارد، اما روند کلی به سمت شناسایی ارزش اقتصادی و قابلیت حمایت حقوقی آن‌هاست. مفاهیمی مانند داده‌های تجاری، اسرار تجاری، دارایی‌های ناملموس، امضای الکترونیکی، هویت دیجیتال، دارایی‌های رمزنگاری‌شده و مالکیت فکری، همگی نشان می‌دهند که نظام حقوقی ناگزیر از پذیرش واقعیت اقتصاد دیجیتال است.

۷-۲. جایگاه ایران در تنظیم‌گری دارایی‌های دیجیتال

در ایران نیز قوانین و مقرراتی مانند قانون تجارت الکترونیکی، قانون جرایم رایانه‌ای، قانون ثبت اسناد و املاک، قانون مدنی، قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌ای و مقررات مربوط به کسب‌وکارهای اینترنتی، هر یک بخشی از این حوزه را پوشش می‌دهند. با این حال، هنوز نظام جامع و یکپارچه‌ای برای ثبت مالکیت و نقل‌وانتقال دارایی‌های دیجیتال وجود ندارد.

این خلأ به‌ویژه با رشد کسب‌وکارهای آنلاین، اقتصاد پلتفرمی، فروشگاه‌های مجازی و دارایی‌های داده‌محور بیشتر احساس می‌شود. از این رو، سیاست‌گذاری ملی در حوزه ثبت دارایی‌های دیجیتال می‌تواند یکی از گام‌های مهم در توسعه حکمرانی حقوقی فضای مجازی باشد.

8. نتیجه‌گیری و پیشنهادها

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول در پی تحقق هدفی بنیادین در نظام حقوقی است؛ یعنی خروج معاملات مهم از وضعیت غیررسمی و غیرشفاف و انتقال آن‌ها به نظام ثبت رسمی، قابل استناد و شفاف. این رویکرد با هدف صیانت از حقوق مالکیت، کاهش دعاوی قضایی، جلوگیری از معاملات معارض و تقویت امنیت اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است. فلسفه این قانون نشان می‌دهد که هرگاه یک دارایی دارای ارزش اقتصادی قابل توجه، قابلیت ایجاد تعارض مالکیت و نقش مهم در روابط اقتصادی باشد، نظام حقوقی ناگزیر از ایجاد سازوکارهای رسمی برای شناسایی و ثبت آن خواهد بود.

در عصر اقتصاد دیجیتال، بخش قابل توجهی از دارایی‌ها و فعالیت‌های اقتصادی اشخاص از محیط فیزیکی به فضای دیجیتال منتقل شده است. وب‌سایت‌ها، دامنه‌های اینترنتی، فروشگاه‌های آنلاین، اپلیکیشن‌ها، حساب‌های تجاری شبکه‌های اجتماعی، پایگاه‌های داده مشتریان و زیرساخت‌های نرم‌افزاری در بسیاری از موارد همان نقشی را ایفا می‌کنند که در اقتصاد سنتی از طریق مغازه، دفتر یا محل کسب انجام می‌شد. این دارایی‌ها می‌توانند ارزش اقتصادی قابل توجهی داشته باشند، موضوع قرارداد و معامله قرار گیرند، مبنای سرمایه‌گذاری باشند و حتی بخش مهمی از هویت اقتصادی اشخاص را تشکیل دهند.

با وجود این، بررسی وضعیت موجود نشان می‌دهد که نظام حقوقی هنوز چارچوب جامع و رسمی برای ثبت مالکیت، انتقال، وثیقه‌گذاری، توقیف، ارث و حل اختلاف درباره بسیاری از دارایی‌های دیجیتال ایجاد نکرده است. این خلأ حقوقی زمینه‌ساز بروز مشکلات متعددی مانند ابهام در مالکیت دارایی‌های دیجیتال، معاملات معارض، کلاهبرداری‌های اینترنتی، اختلاف میان شرکا، سوءاستفاده از دسترسی‌های فنی، دشواری در انتقال دارایی به وراث و کاهش امنیت سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارهای آنلاین شده است.

در این مقاله تلاش شد با طرح مفهوم «دارایی دیجیتال دارای کارکرد شبه‌غیرمنقول» نشان داده شود که برخی دارایی‌های دیجیتال، هرچند از نظر ماهیت فیزیکی در دسته اموال غیرمنقول قرار نمی‌گیرند، اما از حیث کارکرد اقتصادی، ثبات عملکردی، نقش هویتی و قابلیت ایجاد تعارضات حقوقی، شباهت‌هایی با اموال غیرمنقول دارند. از این منظر، می‌توان از فلسفه قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول برای طراحی نظامی مشابه در حوزه دارایی‌های دیجیتال الهام گرفت.

بر اساس تحلیل‌های ارائه‌شده، ایجاد یک سازوکار رسمی برای ثبت دارایی‌های دیجیتال می‌تواند آثار مثبتی همچون شفاف‌سازی مالکیت، پیشگیری از معاملات معارض، کاهش کلاهبرداری‌های اینترنتی، تسهیل حل‌وفصل اختلافات، حمایت از سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال و تقویت امنیت حقوقی کسب‌وکارهای آنلاین به همراه داشته باشد.

در راستای تحقق این اهداف، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

  1. تدوین چارچوب قانونی برای شناسایی و حمایت حقوقی از دارایی‌های دیجیتال دارای ارزش اقتصادی، به‌ویژه دارایی‌هایی که در کسب‌وکارهای برخط (آنلاین) نقش اصلی دارند.
  2. ایجاد «سامانه ملی ثبت دارایی‌های دیجیتال» با هدف ثبت مالکیت، انتقال، مشارکت، وثیقه‌گذاری و سایر وضعیت‌های حقوقی دارایی‌های دیجیتال مهم.
  3. پیش‌بینی امکان تنظیم اسناد رسمی برای معاملات مربوط به دارایی‌های دیجیتال از طریق دفاتر اسناد رسمی، به‌ویژه در مواردی مانند انتقال وب‌سایت‌های تجاری، دامنه‌های ارزشمند یا کسب‌وکارهای آنلاین.
  4. توسعه همکاری میان نهادهای مختلف از جمله سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، سازمان فناوری اطلاعات، پلیس فتا و سایر دستگاه‌های مرتبط برای ایجاد نظامی یکپارچه در ثبت و مدیریت دارایی‌های دیجیتال.
  5. تفکیک میان دارایی‌های دیجیتال شخصی و دارایی‌های دیجیتال تجاری، به‌گونه‌ای که نظام ثبت رسمی بیشتر بر دارایی‌های اقتصادی و قابل معامله متمرکز باشد و از مداخله غیرضروری در حریم خصوصی افراد جلوگیری شود.
  6. طراحی سازوکارهای کارشناسی برای ارزش‌گذاری دارایی‌های دیجیتال، به‌منظور تسهیل استفاده از این دارایی‌ها در قراردادهای مالی، وثیقه‌گذاری و سرمایه‌گذاری.

در مجموع، توسعه اقتصاد دیجیتال اقتضا می‌کند که نظام حقوقی نیز با تحولات فناوری هماهنگ شود. همان‌گونه که در گذشته ثبت رسمی املاک نقش مهمی در تثبیت مالکیت و ایجاد امنیت معاملات ایفا کرد، در آینده نیز ایجاد سازوکارهای رسمی برای شناسایی و ثبت دارایی‌های دیجیتال می‌تواند گامی مؤثر در جهت تحقق امنیت حقوقی در فضای مجازی و تقویت زیرساخت‌های حکمرانی دیجیتال باشد.

9. منابع

  1. حسن دولت‌آبادی (امیررها) (1400)، کتاب اعتبار دیجیتالی و انرژی صفر و یک، چاپ اول، آزادشهر، انتشارت طاهری.
  2. حسن دولت‌آبادی (امیررها)، عاطفه السادات موسوی کلاته‌خیج (مژگان)، سارا دولت‌آبادی (1403)، قاره ششم – سرزمین دیجیتال (حکمرانی فضای مجازی و اعتبار دیجیتالی)، چاپ دوم،آزادشهر، انتشارت چشمه گلستان.
  3. حسن دولت‌آبادی (امیررها) (1400)، مدیریت هوشمندانه همه چیز (1)، چاپ اول، آزادشهر، انتشارات آیات اشراق.
  4. حسن دولت‌آبادی (امیررها) (1400)، اقتصاد واسطه گری و اقتصاد خلاقیتی، چاپ اول، آزادشهر، انتشارات طاهری.